پایگاه خبری تحلیلی شهر آبسرد دماوند

سهم شهروندان ایرانی در آلودگی هوا/ما چقدر مقصریم؟

امسال نیز مثل سالهای گذشته هوای اغلب کلانشهرها ناسالم و آلوده بود و تنها تفاوت امسال با سال های گذشته افزایش محدوده مناطق آلوده و گسترش آلودگی ها تا نقاط دور از مرکز کلانشهرها و مراکز صنعتی بود و به عبارت دیگر امسال ما در تمام کشور و حتی در نقاط دور افتاده خالی از سکنه در ارتفاعات و حتی وسط بیابان های مرکزی کشور هم با درجاتی از پدیده آلودگی هوا مواجه بودیم!

هر چند اغلب ما ایرانیان ، گناه آلودگی هوا را به گردن مازوت سوزی نیروگاه ها و کیفیت پائین بنزین و گازوئیل بی کیفیت تولیدی پالایشگاه ها و قدیمی و آلاینده بودن فناوری موتور خودروهای داخلی می اندازیم ولی واقعیت این است که خود ما هم نقش بزرگی در آلودگی هوای شهرها و روستاها داریم و این موضوع دقیقاً به عملکرد اشتباه و سبک نادرست زندگی ما بر می گردد.

مطلب را با چند سئوال ساده ادامه می دهم:
چند درصد از ما حاضریم که مسافت های کمتر از ۱ کیلومتر را پیاده طی کنیم؟
چند درصد از ما حاضریم که مسافت های با طول رفت و برگشت بیشتر از ۲ کیلومتر را پیاده و یا با دوچرخه طی کنیم؟
چند درصد از ما حاضریم برای طی کردن مسافت های بین ۲ تا ۵ کیلومتر به جای اتومبیل و موتور سیکلت از دوچرخه استفاده کنیم؟
چند نفر از ما حاضریم که از دوچرخه به عنوان وسیله نقلیه ، جهت مراجعه به محل کار استفاده کنیم؟

واقعیت این است که در کشور ما درصد اندکی از مردم حاضر هستند برای حفظ سلامت خود و دیگران کمتر از خودروی شخصی و موتورسیکلت استفاده کنند و هنوز بسیاری از ما رفت و آمد با دوچرخه و یا توبوس و مترو را کسر شان خود دانسته و حاضر نیستند که ننگ رفت و آمد با وسایل نقلیه عمومی و یا دوچرخه و حتی موتور برقی را به جان بخرند.

جالب آنجاست که برای برخی از هموطنان ما ، اتومبیل سواری هنوز یک نوع تفریح بوده و یکی از تفریحات قشر نو کیسه و تازه به دوران رسیده در کشور ما رانندگی بی هدف در خیابان های پر ترافیک و به قول معروف دور دور کردن در خیابان های شلوغ و دودزده کلانشهرها است.

حتی مشاهده شده که برخی از افراد که نگهداری سگ را از مظاهر زندگی مدرن و سالم می دانند به جای پیاده روی روزانه با سگ (که از نیازهای حیاتی سگ های خانگی است) آنها را با خودرو در سطح شهر می چرخانند و فکر می کنند سگ هم مثل آنها از این رانندگی بی هدف و گرفتار شدن در ترافیک لذت می برد !

اینکه ما می گوییم بنزین تولیدی در ایران غیر استاندارد است به معنی آن است که استفاده از آن به هر شکل برای محیط زیست خطرناک بوده و تا حد امکان نباید از آن استفاده کرد و این در حالی است که اغلب ما حتی برای طی کردن مسافت های زیر ۵۰۰ متر هم دست به سوئیچ می شویم و از همین بنزین غیراستاندارد استفاده می کنیم و حاضر نیستیم که حتی برای حفظ سلامتی خودمان و به بهانه ورزش کردن و پیاده روی روزانه هم دست از ماشین سواری بکشیم.

بسیاری از شهروندان بویژه در کلانشهرها شاید به دلیل بعد مسافت بین منزل و محل کار ، مجبور به استفاده از وسایل نقلیه باشند و به دلیل ضعف سیستم حمل و نقل عمومی و کمبود اتوبوس و مترو و یا عدم دسترسی به سیستم حمل و نقل عمومی و گرانی تاکسی مجبور باشند که هر روز تا محل کار خود را با خودروی شخصی تردد کنند ولی همین افراد می توانند حداقل مسافت های کمتر یک کیلومتر خود را پیاده و یا با دوچرخه طی کنند و برای خرید دو عدد نان خودرو به خیابان نیاورند!

فراموش نکنیم که همین آلودگی هوای تولید شده بوسیله خودروهای ما متهم اصلی شیوع انواع بیماری های قلبی و تنفسی و هزاران مورد فوت و همچنین گرمای هوا و کاهش بارش ها می باشد و هر یک از ما شهروندان ایرانی به میزان استفاده ایی که از خودروی شخصی خود می کنیم در این فاجعه مقصر هستیم.

نوشته ایجاد شد 618

2 دیدگاه در “سهم شهروندان ایرانی در آلودگی هوا/ما چقدر مقصریم؟

  1. با سلام و احترام
    سخن شما درست و صحیح است اما در تهران قابل اجرا نمی باشد.
    نخست،در تهران به علت شلوغی ترجیح هر شهروندی است که در صورت نزدیک بودن مسیر را پیاده طی کند.
    در رابطه با دوچرخه لازم به ذکر است که هیچ زمینه و بستری برای دوچرخه سواری در تهران وجود ندارد. شهر بسیار شلوغ و کثیف و همچنین خطرناک برای دوچرخه سوار می باشد. شهر به هیچ عنوان مشوق فرد برای دوچرخه سواری نمی‌باشد. در کشورهای اروپایی هم لاین دوچرخه وجود دارد و همچنین خیابان ها به تنگی تهران نیست که جای سوزن انداختن نباشد. نبود فضای سبز و پیاده رو های تنگ نیز کمک کننده این موضوع نمی باشد. برای اینکه دیدی نسبت به مسیر دوچرخه پیدا کنید می توانید خیابان یانگ در تورنتو کانادا را مشاهده بفرمایید.

    در آخر هم مردم ایران متأسفانه به فکر نفع شخصی هستند و کمتر کسی به فکر نفع اجتماعی می باشد. در همین آبسرد مسأله چاه های غیرمجاز، آب فروشی از چاه توسط رؤسای چاه ها به صیفی کار ها، و همچنین آبدهی صاحبان باغات به باغات سوخته و نابود شده به صرف سبز ماندن زمین برای وقت فروش، گواه این ادعا می باشد.
    با تجدید احترام

    1. با درود و سپاس
      به هر حال پویش نه به خودروی شخصی باید از یک جا شروع شود و شاید اینجا همان جا باشد
      هر چند اغلب مردم ایران دچار سندرم اتومبیل زدگی حاد شده اند و ترک ماشین شخصی برای برخی ها امکانپذیر نیست
      به هر حال شاید این مقاله تلنگری باشد برای آنهایی که فکر می کنند زندگی بدون اتومبیل امکانپذیر نیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *