پایگاه خبری تحلیلی شهر آبسرد دماوند

از حماسه ملبورن تا شب تلخ دوحه

ایران برای صعود فقط به یک مساوی نیاز داشت ولی با یک گل مغلوب آمریکا شد…!

هشتم آذر سالروز بازی تاریخی ایران-استرالیا در سال ۷۶ بود،هشتم آذر سالروز حماسه ملبورن بود،هشتم آذر سالروز انفجار بغض یک ملت بود،هشتم آذر سالروز تولد فوتبال ایران بود ولی هشتم آذر ما را خراب کردند.

حالا هشتم آذر ۱۳۷۶ کجا و هشتم آذر ۱۴۰۱کجا؟

تمام بضاعت ما در ملبورن یک تیم شکسته بسته بود که ستاره های آن صرفاً احمدرضا عابدزاده،کریم باقری،علی دایی و خداداد عزیزی بودند و یک مربی نصف نیمه بنام والدایر ویرا هم روی نیمکت داشتیم که از ناکجا آباد ظاهر شده بود و عاقبت هم در ناکجاآباد محو شد ولی در عوض تیم ایران امشب دو جین ستاره در داخل زمین و روی نیمکت داشت و یک مربی پر مدعا بنام کارلوس کی روش ولی آن روحیه جنگده و حماسه ساز را که لازم بود نداشت.

تیم ملی سال ۷۶ شاید خیلی چیزها نداشت ولی امید و روحیه جنگندگی داشت ولی تیم ملی سال ۱۴۰۱ همه چیز داشت اما روحیه جنگندگی و امید نداشت.

تیم ما در نیمه اول به تفکرات دفاعی کی روش باخت و در نیمه دوم هم به بی برنامگی کی روش! و این در حالی بود که ما امشب حاشیه نداشتیم و همه چیز برای گرفتن یک مساوی از آمریکا مهیا بود ولی وقتی تفکرات مربی ما هجومی نبود خواه ناخواه شکست منصفانه ترین نتیجه ایی بود که ما مستحق آن بودیم.

تیمی که گل نمی زند عاقبت گل می خورد چرا که بهترین دفاع حمله است و تیمی که با یازده یار دفاع می کند عاقبت شکست خواهد خورد و ما هم دچار این سرانجام شوم شدیم…!

این شکست نتیجه تفکرات دفاعی کی روش بود و کی روش هم منتخب جناب آقای مهدی تاج و مهدی تاج هم دست پخت یک فدراسیون فوتبال فاسد…

ای کاش به جای کارلوس کی روش همیشه طلبکار همان دراگان اسکوچیچ خودمان مربی تیم ملی بود تا حداقل دلمان بابت آن همه گوشه کنایه هایی که قرار است در آینده از جناب کی روش بشنویم نسوزد.

نوشته ایجاد شد 306

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *